تربیت کاغذی ، تربیت واقعی ...

این پست بسیار کوتاه است ...

متاسفانه خیلی از ما ، آنچه را که در کتابهای مختلف پیرامون تربیت فرزندان خوانده ایم ، در عمل پایبند به آن نیستیم . فرزندان به مدرک تحصیلی ما کاری ندارند بلکه رفتار ماست که برای آنها ملاک است .

بنابراین سعی کنیم برای تربیت فرزندان خود ، جلوه های رفتاری به یادگار بگذاریم .

ای بسا که در کتابهای تربیتی ، از آیات و روایات سخن به میان آمده و ما را به رفتار عقلانی و منطقی توصیه نموده اند اما رفتارمان به شکلی دیگر باشد .

تربیت کاغذی چندان کارگر نمی افتد ؛ آنچه مهم است ، تربیت واقعی است ...

توصیه های پدرم در 25 سال قبل ...

پسرم ...

در آینده ای نه چندان دور ، وسیله ای ارتباطی به نام موبایل در جامع فراگیر می شود پس آنچه می گویم به گوش بسپار تا نگویند پسر فلانی بی ادب است ...

1- شخصی که با او در حال مکالمه هستید بر کسی که پشت خط است مقدم است . در جواب کسی که اصرار بر صحبت با شما دارد خیلی محترمانه بگویید : « ببخشید در حال حاضر با کسی صحبت می کنم ، در یک فرصت مناسب با شما تماس می گیرم . »

2 - در جلسات رسمی ، موبایل خود را خاموش نموده یا در حالت سکوت و پیامگیر قرار دهید .

3 - سعی کنید برای زنگ زدن زمان مناسبی را در نظر بگیرید . در وقت استراحت دیگران یا شلوغی کار آنها از تماس حتی الامکان خودداری کنید .

4 - به هنگام صحبت از بلند کردن تن صدا یا پرخاشگری پشت تلفن خودداری کنید و چنانچه احتمال می دهید توان کنترل خود را ندارید به جایی خلوت پناه ببرید .

5 - به کسانی که در حضور شما به طور مرتب از تلفن همراه خود استفاده می کنند و با آن صحبت می کنند خیلی محترمانه بگویید : « می توانم خواهش کنم تا وقتی در کنار هم هستیم تلفن همراه خود را خاموش کنید یا با آن خود را سرگرم نکنید . »

6 - هنگامی که با دیگران مکالمه تلفنی دارید ؛

*اول شما سلام کنید .

*خودتان را به شخص مقابل معرفی کنید ، از قایم باشک خودداری کنید ، چه اصراری دارید که مخاطب حتما شما را باید بشناسد ؟

* اگر نام و نام خانوادگی مخاطب را فراموش کرده اید ، خیلی محترمانه نام و فامیل وی را بپرسید و خجالت به خود راه ندهید .

* به شخصیت مخاطب احترام بگذارید . مخاطب را با عناوین سخیف و شوخی های بی مورد و بی جا خطاب نکنید . هر کسی برای خود شخصیتی دارد .

* سعی کنید شنونده خوبی باشید . این امر کمک می کند که مخاطب اطلاعات رایگان و در عین حال ارزشمندی را در اختیارتان قرار دهد .

سعی کنید از نوع رفتار مخاطب به هنگام مکالمه تعریف کنید تا نشان دهید که از مصاحبت با او خوشحالید .

7 - در سفر حتی لامکان موبایل خود را خاموش کنید . خبرهای بد گاهی سفر و اعصاب شما و همراهان را به هم می ریزد .

8 - سعی کنید با مخاطب با الفاظ گزنده ، انتقادی و سرزنش آمیز صحبت نکنید . مثبت نگر باشید .

9 - همواره به سطح فکر ، تحصیلات و برداشت های مخاطب توجه داشته باشید .

10 - با مخاطب خود با لبخند صحبت کنید . باید محبت و گرمای آن در صحبت شما معلوم شود . وضعیت ارتباطی خود و مخاطب را بسنجید . اگر عاطفی است ، شما هم عاطفی باشید و اگر منطقی است ، شما هم منطقی باشید .


والدینی که فرزندان خود را می خورند ...

مشاهده فرزندانی که در کوچه و خیابان با دوستان بعضا ناباب خود به موتورسواری ، تک چرخ زدن ، لایی کشیدن ، استعمال دخانیات و ... مشغولند ، انسان را به تامل و تفکر وا می دارد که نقش والدین در تربیت و کنترل فرزندان چیست و کجاست ؟

این سوال را از والدین که می پرسی می گویند : درگیری های روزمره زندگی ، آنها را از رسیدگی به امور مربوط به فرزندان بازداشته و کنترل را برایشان سخت نموده است .آنها می گویند کمتر به کنترل آنها می رسیم .

پدر و مادری که به اقرار خودشان شب و روز در تکاپوی درآمد بیشتر هستند ، کنترل ، تربیت ، استعداد یابی و شکوفایی این استعداد ، کجا و چگونه شکل می گیرد ؟

در نظر بگیرید فرزندانی را که در سن تربیت و آموزش ، والدین باید بیشترین اهتمام را به آنان بدهند ، در کوچه و خیابان با دوستان ناباب و خیابانی دمخور شده و آموزش مفیدی که باید از منابع رسمی بیاموزند و زیر پر و بال والدین باشند ، از زبان و رفتار دوستان ناباب می آموزند .

قصد این نوشتار این نیست که بخواهد رفتار والدین را زیر سوال ببرد بلکه می خواهد به والدین این نکته را گوشزد کند که هر چه امروز برای درآمد بیشتر ( دقت کنید : درآمد بیشتر ) تلاش کنند و فرزندان آنها در حالت بی توجهی بسر برند ، به ازای هر یک ریال درآمد ، سالها بعد باید میلیونها تومان هزینه کرد تا آن فرزند به خانواده برگردد و معلوم نیست که برگردد یا نه ؟

خطرهای پیش روی نسل جوان اعم از اعتیاد ، پارتی های شبانه ، پدیده های نوظهور شیطان پرستی و در دام شبکه های هرمی و ... افتادن و ... از جمله دام هایی است که برای فرزندان ما پهن شده است .

طرفه این که همین والدین ، به محض بروز آسیبی در خانواده ، داد و فریاد بر می آورند و هر بنی بشری را متهم می کنند و ادعایشان این است که کسی به وظایفش عمل نمی کند و این چه وضعیتی است و ...

معتقدم این قبیل خانواده ها که یا به دلیل درآمد بیشتر و گاهی میدان دادن بی اندازه به فرزندان و اعطای آزادی های غیر ضرور و افراطی به فرزندان و یا به دلیل عدم برخورداری از بینش صحیح اسلامی - تربیتی ، آسیبی بر آنان و خانواده هایشان وارد می شود ، قبل از آن که انگشت اشاره آنها بسوی نهادها و جامعه و ... باشد ، انگشت اشاره بسوی خود آنان دراز است و هیچ کسی را غیر از خودشان نباید سرزنش کرد .

این قبیل والدین در واقع فرزندان خود را می خورند ...

دریغم آمد که این روایت پربار از لسان امیرالمومنین علی (ع) را برای این پست انتخاب نکنم :

امام على عليه السّلام : فرزندت در هفت سال اوّل، برگ ‏خوشبوئى بر ساقه درخت وجود شما است و در هفت سال دوّم، ‏خدمتگزار مطيع و فرمانبردار شما است و در هفت سال سوّم، ‏ممكن است دشمن بدخواه شما يا دوست خيرخواه شما باشد.‏


خواستم بنویسم که ...

خواستم بنویسم که ادارات و نهادهایی که از فضای کافی برخوردارن و باغبان هم استخدام کردن و از آب و باغچه های زیبا و مهندسین مشاور در زیباسازی محیط بهره می برن ، چقدر خوبه که عوض کاشت فلان گل تزئینی و فاقد جذابیت خاص که فقط سرسبزی را می رساند ، به کاشت ملزومات روزانه اعم از سبزی و صیفی جات و میوه و ... اقدام کنند تا هم در قیامت از سوالات مربوطه در امان باشند و هم در این دنیا رفع برخی احتیاجات شود ولی ترسیدم اونایی که قصد تغییر مبلمان شهری دارند و اونایی که قصدشان جلب مخاطب و نگاهشان ارباب رجوع محوری است ؛ ایراد بگیرند و ...

بنابراین خیر این پست را به لقایش بخشیدم و فقط به این نکته بسنده کردم که اگر از آب و خاک رایگان در محیط کار استفاده می کنیم ، چرا بهره وری مثبت نباشد .

شاید کارشناسان حرف دیگری داشته باشن ... شاید ارباب رجوع نظر دیگری دارد ...

رفتم دفتر یک امام جمعه خوب و مهربون ... انگور کاشته بودن ... فرض کنین شما رفتین اونجا و برای مهموناشون از همون انگورها استفاده می کنن ... سنگ مفت گنجشک مفت ...

رفتم دفتر یک امام جمعه محترم دیگه ... یک درخت زردآلو اونجا بود ... فرض کنین که یک ارباب رجوع با آقا پسر کوچولو یا دخترخانم شیرین زبونش مراجعه کرده و اتفاقا کام عزیزش با اون میوه شیرین شده ...

بماند که اطاق کار و ورودی برخی مسئولین مملو شده از گل های آپارتمانی و تزئینی و ...

خوب ... این هم به خودی خود شد یک پست جدید ...

بعدش این پست ویرایش شد و 2 روایت اضافه شد :

*پیامبر گرامی اسلام فرمودند: هيچ مسلمانى درختى نمى‏ كارد كه انسان، چارپا يا پرنده‏ اى از [ميوه‏ هاى‏] آن بخورد، جز آن كه برايش در روز رستاخيز صدقه محسوب مى‏ شود.

* و نیز فرموده اند که بهترين دارايى، رديفهاى طولانى، زيبا و منظم خرما و درختان ميوه‏ دار است .


اقرار به گناه ...

« أتى رجُلٌ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام فقالَ : يا أميرَ المؤمنينَ ، إنّي زَنَيتُ فَطَهِّرْني ، فَأعرَضَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام بوَجهِهِ عَنهُ ، ثُمّ قالَ لَهُ : اجلِسْ ، فأقبَلَ عليٌّ عليه السلام علَى القَومِ فقالَ : أ يَعجِزُ أحَدُكُم إذا قارَفَ هذهِ السَّيِّئَةَ أن يَستُرَ على نفسِهِ كما سَتَرَ اللّه ُ علَيهِ »

« مردى خدمت امير المؤمنين عليه السلام آمد و عرض كرد: اى امير مؤمنان! من زنا كرده ام، مرا پاك گردان. امير المؤمنين عليه السلام رويش را از او برگرداند. سپس فرمود: بنشين. آن گاه على عليه السلام رو به مردم كرد و فرمود: اگر كسى از شما اين گناه را مرتكب شود، مگر نمى تواند آن را بر خود بپوشاند همچنان كه خدا بر او پوشانده است؟ »

پدیده ای به نام پیامک که دقیقا پس از پیدایش تلفن همراه در جامعه مرسوم گردید ، برنامه سازان تلویزیونی را برآن داشته تا از « پیامک خوانی » در جهت پرکردن برنامه های خود بهره ببرند .

چند سالی بود که در تلویزیون ، سریالی تحت عنوان « کلید اسرار » پخش می شد که به همت آسیب شناسان حوزه دین و کسانی که پخش این گونه سریال ها را به نفع اعتقادات مخاطب نمی دانستند ، پخش آن متوقف شد چرا که به یکی از پایه های اعتقادی ما یعنی « معاد » ضربه می زد و محتویات خرافی داشت تا محتویات سازنده و تاثیرگذار اعتقادی .

همزمان با ماه مبارک رمضان ، متاسفانه در بعضی از برنامه های مذهبی پربیننده هم مشاهده می شود که پدیده پیامک خوانی ، محلی برای بیان گناهان مخاطبین است .

طبق آنچه از لسان مبارک حضرت علی (ع) نقل شد ، ما اخلاقا مجاز به بیان گناهان خود نیستیم چرا که آن گناه ، بین خلق و خالق است و بیان آن ای بسا که موجب شود ، گناه در ذهن مخاطب کوچک جلوه کند و حداقل اگر این گونه نباشد ، مخاطب را به سمتی ببرد که فکر کند او تنها گناهکار نیست و همه گناه می کنند و همین برداشت ، نهایتا باب تجری بر گناه را بگشاید .

حتی در خوشبینانه ترین حالات هم باید از بیان این گونه گناهان بین خود و خلق پرهیز نمود . سخیف تر آن که در پاره ای از موارد ، خیانتی که افراد در حق یکدیگر روا داشته اند بازگو می شود که جای تامل دارد .

در پاره ای از موارد نیز مشاهده می شود که حقوق شرعی و اخلاقی متقابل بین والدین و فرزندان ، نه این که زیر سوال برده می شود ( که ظاهرا قصد این نیست ) ولی رفتار والدین یا فرزندان توجیه می شود و هریک دیگری را به خدا واگذار می کند در حالی که حقوق والدین و فرزندان در اسلام بدرستی تبیین و احصاء گردیده است . 

به نظر می رسد باید در برنامه ریزی به نحوی عمل کرد که خوانش یک یا چند پیامک ، شنونده را به این سمت و سو سوق ندهد که فرق بین کلید اسرار و فلان برنامه مذهبی در چیست ؟

تا نظر شما چه باشد ؟؟؟


می گفت ...

می گفت ... چرا ؟!!!!

* چرا اونایی که نماز نمی خونن پولدار هم هستن ؟

* چرا اونایی که دیندار نیستن پولدارترن ؟

* چرا اونا اصلا ملاحظه نمی کنن و بریز و بپاش هم دارن ولی هیچ بلایی سرشون نمیاد ؟

* چرا اینهمه تو عروسیاشون گناه می کنن و خدا هم بهشون کاری نداره ؟

* چرا اونایی که مومننند از وضع مالی خوبی برخوردار نیستن ؟

* چرا هرچی تو سیره علما و گذشتگان خوندم ؛ اکثرشون وضع مالی خوبی نداشتن ولی در مقابل اونایی که از دین بهره ای نبرده بودن ؛ پولدار و متمکن بودن ؟

و هی داشت سوال می کرد .... چرا ؟ چرا ؟!!!

البته اینا همه جواب داره ...

بهش گفتم : مسلمونی ؟

گفت : آره !!!

گفتم قرآنو قبول داری ؟

گفت : آره

گفتم : هرچی قرآن بگه قبول داری ؟

گفت : آره

گفتم : میدونی که جواب سوالاتت توی قرآن اومده ؟

گفت : جدی ؟

گفتم : پس نه شوخی !!! آدم حسابی قرآن هر چی می خوای توش هست ...

گفت : پس بگو ...

گفتم : سوره ی توبه جواب ما را میدهد !

« ام حسبتم ان تترکوا و لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم »

این جهان، سرای آزمون، و جانهای آدمیان، جایگاه  خیر و شر و سعادت و شقاوت است .

آدمی در بدو ورود به این عالم دارای صفحه‌ای سفید و آینده‌ای مبهم است و مراتب قرب‌الهی و نزدیک شدن به پروردگار در گرو ایمان خالص به خدا و آیات اوست .

صفای ایمان نیز فقط با امتحانی که مومن در میدان عمل می‌دهد هویدا می‌گردد. و پروردگار، پاك را از ناپاك و ایمان خالص را از ادعای تهی، جدا می‌کند .

« قل لن یصیبنا الا ما کتب الله لنا هو مولینا و علی الله  فلیتوکل المومنون . »


ولایت و سرپرستی كارهای انسان و تدبیر امور وی، تنها به دست خدای سبحان است كه «هو مولینا»، نه خود انسان. و سایر سببهای ظاهری و آنچه برای او پیش می‌آید با قلم پروردگار در کتابی نوشته شده است .

در این میان وظیفه انسان پیروی از امر خدای خویش، و تلاش در زنده کردن دستورات او و جهاد در راه اوست و آنچه در این راه به انسان می‌رسد مشیت و خواست پروردگار است . چون «عبد» چاره‌ای جز رها کردن اندیشه و تدبیر و فرمانبرداری مولای خود را ندارد كه این همان توکل است .

« فلا تعجبک اموالهم و لا اولادهم انّما یریدالله لیعذّبهم به »

خداوند پیامبرش را از شگفت زدگی در برابر زیادی مال و فرزند منافقان نهی کرده است.  چراكه این امور همچون بازیچه‌ای، انسان را به خود مشغول كرده و از رسیدن به سرمنزل سعادت، که هدف حقیقی انسان است، باز می‌دارد . و در حقیقت این نعمتهای ظاهری، نقمت و بلاهایی هستند كه آدمی را بسوی شقاوت می‌رانند .

هدف خدا از بهرمند كردن منافقان از اینگونه نعمتها، عذاب آنهاست. و آنچه آنها در آن غوطه‌ورند زندگی نیست، كه زندگی حقیقی، که نه مرگی دارد و نه رنج و زحمتی، و هیچ لذتش آمیخته با درد نیست، زندگی در پرتو ولایت و سرپرستی خداوند بند مرتبه است « الا انّ اولیاء الله لاخوف علیهم و لا هم یحزنون »

*** سرش رو پایین انداخت و رفت ...