با فرزندانمان این گونه نباشیم ...

بسیاری از والدین برای رفتار با فرزندان خود دچار مشکل هستند . می پرسند که چگونه باید با آنها رفتار کرد . در این پست به چند روش کاربردی اشاره می شود . شما هم دریغ نفرمائید و نظر بدین . همینجوری رد نشین . اگر هم خسته شدین بدون نظر دادن صفحه وبلاگ را ببندید .... به سلامت ...

با فرزندانمان این گونه نباشیم .....

* به صورت آمرانه و دستوردهنده نباشیم .

*در کاربرد « باید ها » و « نبایدها » زیاده روی نکنیم .

*از قضاوت های مکرر و محاکمه بپرهیزیم .

* از انتقادهای مخرب و مخصوصا انتقادهایی که همراه با سرزنش و تحقیر است به شدت پرهیز کنیم .

* حالت روانشناس به خود نگیریم . فقط سعی کنیم « پدر » و « مادر » باشیم .

* از حالت مشاور بودن و ادعای مشاور بودن نیز پرهیز کنیم .

* از برخوردهای التماسی و خواهش های آزار دهنده و القاء احساس گناه به فرزندانمان خودداری کنیم .

* با فرزندان صمیمی باشیم . نقش بازی نکنیم . فقط پدر و مادر باشیم .

* به اشتباهات خود اعتراف کنیم .

* از پوزش خواستن در مواردی که اشتباه کرده ایم هراس نداشته باشیم .

* از پدر بودن خود احساس رضایت داشته باشیم . مشکلات را بزرگ نمایی نکنیم . از نکات مثبت غفلت نکنیم .

* وظیفه « پدر» ی را آنقدر سخت و دشوار جلوه ندهیم که فرزندانمان احساس زیادی کنند .

* مادران در منزل ابراز نارضایتی نکنند و یکسره ( مخصوصا به فرزندان دختر ) غر نزنند که : « مگر من نوکر شما هستم ؟ » این نوع از بیان به آنها این حس را القاء می کند که : کار خانه کاری اجباری و ظالمانه است و باید از آن فرار کرد . مادران با احساس رضایت از کار در خانه به باکفایتی و کارا بودن دختران در خانه کمک کنند .

* سعی کنیم برای فرزندانمان نقش « قهرمان » را بازی نکنیم .

* مدام به فرزندانمان نگوئیم که : من به خاطر شما از همه چیز گذشتم . نقش « قربانی » را بازی نکنیم .

* وظیفه خود و فرزندان را در زندگی به گونه ای منطقی بیان کنیم .

* سرزنش نکنیم . سرزنش زیاد آتش لجاجت را شعله ور می کند .

* فرزندانمان را با یکدیگر و یا با همسن و سالانشان مقایسه نکنیم . بدانیم که هر کس ظرفیت مخصوص به خود را دارد .

* برای راحتی و سرعت بخشیدن به امور ، به همسرمان دستور ندهیم . این دستور دادن عملا به بچه ها درس عدم همکاری و مسئولیت ناپذیر بودن را القاء می کند .

برای امروز بسه ...

بریم استراحت کنیم لطفا ....

طلبه ها و نوستالژی ...

* کتاب جامع المقدمات را که می بینم با آن چاپ قدیم و تودرتوی بعضا ناخوانا ، یاد سال 68 می افتم .

* وقتی بعد از سالها به حجره ای که در آن درس می خواندیم نگاهی می افکنیم ، گذشت عمر به یادمان می آید .

* آگهی ترحیم بیست و یکمین سالگرد درگذشت صاحب نانوایی جنب مدرسه علمیه را که می بینم ، آخرین نگاهش که از او یک نان لواش به یک تومان خریدم یادم می آید .

* وقتی وارد حوزه می شوم ، خادم پیر آن را در نظر می آورم که عصر یک روز پائیزی در منزلش غریبانه جان سپرد .

* آخر ماه قمری که می شد یادم می آید که صف می کشیدیم تا لیست شهریه را امضاء کنیم . سیوطی می خواندیم و  شهریه مان 400 تومان بود . یعنی 4 تا 100 تومانی . گاهی هم غایبی هامان محاسبه می شد و شهریه می شد 200 تومان . باهاش فقط سیب زمینی می تونستیم بخریم . چند تا هم تخم مرغ و گاهی هم میوه ...

* مدرس های بدون میز و وایت برد . ساده و بی هیچ پیرایه مادی ...

*مباحثه هم می کردیم . یکبار هم به خاطر بحثی علمی ، شب زمستان و با وجود برف زیاد به در خانه استادمان رفتیم و جواب سوال را گرفتیم . درس آن شب ما مبحثی در« باب رابع » بود .

* سابق و لاحق و صحیحی و اعمی و کلیات خمس و اسم و فعل و حرف و معتل و افعال ناقصه و شبهه موضوعیه و حکمیه و نظر مصنف و مرحوم آخوند و صاحب معالم و ... همه و همه نوستالژیک است .

* معنی وام به شکل امروزی در ذهنمان نبود . قرار بود معنوی باشیم . استادمان می گفت که باید به خدا توکل کرد . خودش اهل توکل بود . هنوزم هست .

*امتحانات آخر سال و مباحثات مکرر و متوسل شدن به شرح های مسلم قلی پور گیلانی و علی شیروانی با آن شرح های مطول و ... همه و همه نوستالژیک اند .

* نوستالژی زندگی ما طلبه ها همچنان ادامه دارد .

توی حیاط مدرسه وقتی که برف می آمد ... وقتی که باران می آمد ...

وقتی که از پدر و مادرمان دور بودیم ... وقتی که پدرم از روستا برای دیدنم به شهر می آمد و گاهی هم یک شب در حجره ما می خوابید و فردا می رفت و باز صبحی دگر بود ..

سالها گذشت و اشک در چشمانمان حلقه می زند ... چه نوستالژی عمیق و عجیبی ...

واقعا ...

دخترم برای امتحان فیزیک آماده می شود ...


روحانیت و فضای مجازی

دنیای امروز را می توان دنیای انفجار اطلاعات نامید . انتظارات هم در حال تغییر است .

به نسبت تغییر انتظارات ، نسل روبروی ما نیز نیازمند توجه بیشتر است . اهمیت موضوع وقتی احساس می شود که روحانیت در تماس مستقیم با مردم و مخصوصا جوانان باشد .

با فضای مجازی و فراورده های آن چه باید کرد ؟

وظیفه روحانیت در فضای مجازی چه می تواند باشد ؟

صبر کنید تا برگردم ...

شما فعلا نظر بذارین ببینم نظرتون چی می تونه باشه ؟؟؟؟؟؟

یادم باشد به مسجد که می روم ...

یادم باشد به مسجد که می روم ...

* آرام ، بانشاط و با چهره ای گشاده باشم .

* بنا به فرمایش قرآن « خذوا زینتکم عند کل مسجد » لباس با رنگ روشن و ساده و اتوکشیده بپوشم .

* از عطر و خوشبو کننده ها استفاده کنم .

* پیراهنم اگر یقه دار است ؛ یقه آن را مرتب کنم . اگر از پیراهن های بدون یقه است ، یقه اش خیلی بلند نباشد ؛ بستن یقه را فرا بگیرم . به گونه ای نباشد که گردنم اذیت شود .

* حتی الامکان سعی کنم رنگ پیراهن و شلوار ، به لحاظ روانشناسی بر دیگران تاثیرگذار باشد . همسانی و هم وزن بودن رنگ لباسم رعایت شود .

* به اقتضای سن خودم از انگشتر استفاده کنم . سعی کنم که نگین انگشترم درشت نباشد . چشم نواز و ظریف باشد . اصول پوشیدن انگشتر را از علما سوال کنم . به هر انگشتی که می خواهم انگشتر بگذارم ، فضیلت نگین ها را بدانم و با مطالعه آن را به دست کنم . از عقیق و فیروزه و سایر سنگهای مورد تاکید اسلام استفاده کنم و از بدست کردن سنگ سال تولد و ... پرهیز کنم .

* در تابستان به دلیل گرمای هوا از « مام » زیر بغل استفاده کنم . از مدل های ژله ای ، اسپری و ... می توان استفاده کرد و بوی تند عرق را مهار کرد . یادمان باشد که این جا مسجد است و نباید دیگران را با بوی مشمئز کننده خود فراری داد .

* حسب فرمایش رسول گرامی اسلام همواره به مسواک زدن اهمیت بدهم . بوی بد دهان ، بغل دستی ها را اذیت می کند . اگر به بوی بد دهان دچار هستم از جویدنی های خوشبو استفاده کنم .

* به حریم شخصی افراد وارد نشوم . هنگام صحبت با دیگران رعایت حریم را کرده باشم . نزدیک شدن به حریم شخصی دیگران ، آنان را از ما دور می کند . سعی نکنم حرفی را به مخاطب بگویم به گونه ای که دهانم به دهان او نزدیک است و او هم از بوی بدن دهان یا عرق بدنم رنج ببرد . حتی الامکان از فاصله یک متری با مخاطبم صحبت کنم .

* در هنگام ورود به مسجد ، کفش های خود را در جاکفشی قرار دهم . جای آن را در ذهن بسپرم . مبادا برای گذاشتن کفش خودم در جاکفشی ، کفش دیگران را جابجا کنم . این امر علاوه بر این که نمازگزار دیگری را به لحاظ روانی رنج می دهد ، قطعا ثواب معنوی نماز را نیز کم خواهد نمود .

* در هنگام ورود یا خروج از مسجد سعی کنم به هیچ عنوان پای خود را روی کفش دیگران نگذارم . کفش انسانها ، محترم است . حریم شخصی آنان است . پاگذاشتن روی کفش آنان به لحاظ اخلاقی درست نیست .

* اگر به هنگام ورود به مسجد ، کفش کسی را نامنظم دیدم ، خم شده و آن را جفت نمایم و مجددا سرجای خودش بگذارم . غیر مستقیم به دیگران ، نظم را آموزش خواهم داد .

* در تابستان سعی کنم از کفشی استفاده کنم که تولید عرق نکند . در سجده معمولا عرق پا ، سایر نمازگزاران را اذیت می کند . سعی می کنم قبل از ورود به مسجد ، پاهای خود را بشویم تا بوی بد آن دیگران را اذیت نکند . سعی می کنم همیشه با خود یک جفت جوراب سبک و تمیز همراه داشته باشم تا نظیف و پاکیزه بمانم . 

* در زمستان سعی می کنم که گل و لای مانده در کف کفشم را برطرف نموده و سپس وارد مسجد شوم . کفش کثیف خود را روی فرش مسجد یا کفش دیگران نمی گذارم .

* مبلغی پول در پاکتی مخصوص که روی آن نوشته شده « برای جنابعالی که در نماز اول وقت شرکت نموده اید ، آرزوی موفقیت می نمایم . » قرار داده و هفته ای یک یا دو بار به کودکانی که در کنار اولیای خود نشسته و به نماز مشغولند ، هدیه می دهم . به اولیای آنها می گویم : « هر چند مبلغ اندک است ولی برای تشویق قدم خوبی است » جالب این که آنها هم می پذیرند .

* یادم باشد که در وضوخانه و به هنگام وضو گرفتن دیگران ؛ به گونه ای که همه بشنوند می گویم : « من وضو می گیرم و شما ضعف های مرا بگوئید . » آنها ناخودآگاه متوجه شده و وضوی صحیح را فرا می گیرند .

* نماز را آن قدر طولانی نخوانم که افراد نمازگزار را فراری دهم . من یک امام جماعت هستم . باید جاذبه ام از دافعه به مراتب بیشتر باشد .

* من به عنوان یک نمازگزار یادم باشد که صف اول ملک شخصی هیچ کسی نمی تواند باشد ( هر چند ثواب فراوانی دارد ) ولی این ثواب را با دیگران و مخصوصا جوانان تقسیم خواهم کرد .

برای امروزمان همین قدر کافی است ...

فعلا تا بعد


یک مسجدی خوب و پای کار کیه و از کجا گیر بیارم ؟

خیلی از جوانان نه صراحتا بلکه به کنایه ، مشکلات و موانع حضور در مسجدی که حضور پیدا می کنند را مطرح و عمده سوال آنها این است که چگونه می توانند یک مسجدی پای کار پیدا کنند ؟
سوال خوبی است ...
جواب هم دارد ... مثلا :
1 - یک مسجدی خوب و پای کار کسی است که جوانان راتشویق کند . تشویقی به موقع و بجا . تشویق برای خود قانون دارد . بیش از حد تبدیل به چاپلوسی و کمتر از آن می شود حسادت .
2 - یک مسجدی خوب
و پای کار کسی است که جوانان را با زندگی افراد موفق آشنا کند . حداقل 10 دقیقه قبل از نماز ، زندگینامه افراد موفق را بصورت شفاهی به اولین جوان یا نوجوانی که کنارش نشست شرح دهد . مواظب باشید در کمتر از 3 دقیقه مطلب را بیان کنید .
3 - یک مسجدی خوب
و پای کار  کسی است که جوانان را با تاریخ آشنا کند . وقتی در یک سخنرانی نام امام یا مقام معظم رهبری بیان می شود ؛ در پایان جلسه به بغل دستی اش ( اگر نوجوان یا جوان باشد ) از تلاش و مجاهدت امام و مقام معظم رهبری حکایتی کوتاه نقل کند .
4 - یک مسجدی خوب
و پای کار کسی است که جوانان را به برنامه ریزی و نظم دعوت کند . مدیریت زمان را به آنان متذکر شود . خود هم در رفتار و گفتارش منظم و دارای برنامه باشد .
5 - یک مسجدی خوب
و پای کار کسی است که نظارت و کنترل را به جوانان آموزش دهد . پیامبر (ص) وقتی نماز صبح می خواندند به جمعیت نگاه می کردند و احوال غائبین را جویا می شدند . یک مسجدی خوب ، جویای احوال غائبین باشد ...
6 - یک مسجدی خوب
و پای کار کسی است که به ورزش اهمیت دهد . اهمیت ورزش را درک کند . امکانات ورزشی را در مسجد فراهم آورد . با جوانان در باب اهمیت ورزش به گفتگو بنشیند . گاهی هم بازی تنیس روی میز ، شنا ، کوه پیمایی ، ورزش صبحگاهی و صرف صبحانه در صبح بهاری را با بچه های مسجد تجربه کند .
7 - یک مسجدی خوب
و پای کار کسی است که اهل تفریح باشد . امام صادق (ع) را در باغ برادرشان مشاهده نمودند . علت حضور آن حضرت را سوال کردن . حضرت فرمود : « طلب االنزهه » برای گردش و تفریح به اینجا آمده ام .
8 - یک مسجدی خوب
و پای کار کسی است که آراستگی و زیبایی را سرلوحه کار خود قرار دهد . انگشتر عقیق به دست کند و جوانان را از ثواب آن باخبر سازد . به آنان بگوید که لباس مخصوص نماز داشته باشند و آن را فقط در موقع نماز به تن کنند . استفاده از عطر و مواد خوشبو کننده دهان و زیر بغل مخصوصا در تابستان را به آنان یادآور شود .
9 - یک مسجدی خوب
و پای کار کسی است که جوانان را به بهداشت فردی و عمومی تشویق کند . اهمیت بهداشت در استفاده از شانه ، حوله ، مسواک و وسایل شخصی را به آنان یادآور شود . گاهی برای جمع آوری زباله با آنان همراه شود و به نظافت محیط زیست بصورت دسته جمعی مشغول شوند . به آنان آموزش دهد که هر کدام از ما می توانیم بازویی برای شهرداری باشیم .
10 - یک مسجدی خوب
و پای کار کسی است که جوانان را به رفتارهای معنوی عملی تشویق کند . صدقه دادن را با آنان تجربه کند . فرصت حضور در خانه سالمندان و کودکان بی سرپرست و مراکز نگهداری معلولین جسمی و حرکتی را از آنان دریغ نکند . در یک روز جمعه به اتفاق یکدیگر از عملیات سبک ساختمانی هیات ، مسجد ، خانه عالم ، مدرسه ، خوابگاه ، خیریه و ... بازدید نموده . به آنها خداقوت بگویند . با اهدای یک جعبه شیرینی یا خرما ، کام آنان را شیرین نمایند ...
فکر کنم برای امروز بس باشه ....
بس نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منتظر پست مطلب بعدی باشین ...