منبر و بعضی ها ...

مدیریت جایگاه منبر

منبر در افواه عمومی به محلی اطلاق می شود که سخنران روی آن می نشیند و به وعظ و خطابه مشغول می گردد . نحوه نشستن برخی از سخنرانان  روی منبر نیز گاهی اوقات دیدنی است :- برخی روی منبر که می نشینند بلافاصله چهارزانو می زنند و در مدتی که قریب یکساعت سخنرانی می کنند ، تکان نمی خورند .- عده ای البته اندک هم در بین سخنرانی روی منبر جابجا می شوند به نحوی که اگر منبر چوبی باشد ، صدای ناله منبر هم بلند می شود . این عده روی منبر قرا و آرام ندارند و مدام با تکان خوردن ، جایگاه ویژه ای در ذهن مخاطب دارند به نحوی که برخی از مخاطبین درگوشی ،رفتار شخص را آنالیز می کنند و برخی دیگر هم که به آن عادت کرده اند ، آمار تعداد حرکات و نحوه نشستن را هم دارند .- برخی هم موقع نشستن روی منبر پاهای خود را روی پله های منبر دراز می کنند و تا آخر جلسه هم حرکتی ندارند . - عده دیگری هم وجود دارند که روی منبر لم داده و آرام و بی توجه به اطراف ، فقط سخنرانی می کنند . - عده ای دیگر هم که قلمی هستند و قد بلندتری دارند ، مدام به تنظیم میکروفون مشغولند و دوست دارند که میکروفون به دهانشان نزدیک باشد . - برخی هم از نظر تیپ ظاهری ، چاق هستند و یا روی منبر جا نمی شوند و یا وزن زیادشان آنها را اذیت می کند و خدا نکند که در فضای گرم مشغول سخنرانی باشند که در این صورت یکسره از دستمال کاغذی در جهت پاک کردن عرق سرو صورت می کنند که نه مطلوب خود آنهاست و نه مطلوب شنونده .چنین به نظر می رسد که منبرهای چوبی و شکیل امروزی که جایگزین جایگاه سنتی و مقدس منبر شده اند ، نوعی نگاه تجاری پیدا کرده و دیگر آن تقدس را در شاهد نیستیم . به لحاظ این که ساخت منبر می بایست با نگاهی علمی و با دیدگاههای طبی آمیخته باشد ، لذا طراحان و سازندگان این نوع از منابر باید توجه داشته باشند که جایگاه قرار گرفتن سخنران به گونه ای تعبیه شود که هر گونه استرس را از سخنران دور کند . متاسفانه بعضا مشاهده شده است که جایگاهی که سخنران در آن قرار بگیرد به گونه ای تنگ و زجرآور است که قرار گرفتن در آن ، استرس سخنران را دوچندان می کند و بیچاره سخنران که باید هم مجلس را اداره کند و هم مدیریت استرس نماید . از طرفی طراحان این گونه جایگاهها ابتدا با تشکیل یک تیم کارآمد و قوی باید به ساخت منبری با نگاه علمی داشته باشند و صرف شکیل بودن را بهانه کار خود قرار ندهند . موضوع دیگر این که امروزه با پیشرفت علم ، ضرورت تعبیه جایگاهی برای مستندات سخنران از قبیل قرآن ، فیش های سخنرانی ، لب تاب و تبلت نیز ایجاب می نماید که طراحان و سازندگان ، نگاه خود به ساخت منبر را عوض کنند . بنابراین موضوع نحوه نشستن سخنرانان بر جایگاه منبر و حرکات اضافی برخی از آنان ، می تواند از عوامل بی توجهی به طراحی و ساخت منبر باشد و ای بسا سخنرانانی که بر اثر نشستن های غیر علمی ( وقتی جایگاه نشستن ، علمی نباشد ، قطعا بر ستون فقران نیز اثر خواهد گذاشت ) و کثرت مجالس ( با توجه به سخنرانی ها حرفه ای و نزدیک به یک ساعت و بیشتر ) دچار بیماری شوند و جامعه از فیض حضورشان محروم گردد . این نکته نیز نباید از ذهن دور بماند که قرار دادن دستمال کاغذی ، جایگاه استفاده سخنران از آب جوش یا آب ولرم ، تنظیم دقیق سیستم صوتی ، استفاده از میکروفون های با قابلیت بالا ، تنظیم فضای سخنرانی از لحاظ سیستم های سرمایشی و گرمایشی و توجه ویژه به جایگاه سخنران ، همه و همه از عواملی است که باید مورد توجه بانیان و متولیان مجالس مختلف قرار گیرد .ختم کلام این که به نسبت پیشرفت جامعه و کاربردی بودن نظریات طبی ، بهداشتی ، جسمی و حرکتی ( و هر اسم دیگری که بخواهیم بر آن بگذاریم ) باید نگاه ما نیز تغییر کند .

ت مثل تاران ...

ت مثل تاران ...

زبان طنز و استفاده از آن مادامی که هدفمند و اثر بخش باشد ، زمینه های تبلیغ را به خودی خود فراهم می کند .

مقام معظم رهبری در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما‏‏ با ایشان در سال 83 ، به اهمیت طنز و اثرگذاری آن اشاره و تاکید فرمودند : « یکى از مقوله‏ هاى بسیار مهم و یقیناً یکى از ضرورت هاى جامعه، لبخند است. لبخند یکى از نیازهاى زندگى انسان است. زندگىِ بی شادى و بى‏ لبخند، زندگى دوزخى است. زندگى بهشتى، زندگى با لبخند است… شادى لازم است و باید آن را براى مردم تأمین کرد؛ منتها این کار برنامه ‏ریزى مى‏ خواهد… مراقب باشید شادى در مردم با لودگى و ابتذال و بى‏ بندوبارى همراه نشود؛ از این طریق به مردم شادى داده نشود. همه ‏جور مى‏ شود به مردم شادى داد؛ از نوع صحیح آن شادى داده شود. گاهى اوقات یک لطیفه یا یک تعبیرِ بجا مخاطب را شاد و خوشحال مى‏ کند؛ گاهى هم ممکن است یک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آن ‏طور شادى را ایجاد کند. شادى کردن و شادى دادن به مردم، به‏ معناى لودگى نیست….
طنز فاخر و برجسته، یکى از هنرهاست. طنز، هنر خیلى بزرگى است…طنازهاى واقعى را تقویت کنید، پرورش دهید و کمک کنید تا طنز بیاورند. طنز، یعنى مطلب مهمِ جدى که با زبان شوخى بیان مى ‏شود؛ محتوا و معنایى در آن هست، منتها به زبان شوخى. »

شاید از نمونه کاملترین تعاریف برای « طنز » همین بیانات معظم له باشد که نشان از تدبیر و درایت ایشان در مدیریت فرهنگی جامعه است .

اصولا جامعه ای که در آن نشاط و شادابی نباشد ، خمودگی و یکنواختی ، سرانجام آن جامعه را درمی نوردد و میزان بهره وری نیز کاهش می یابد .

جدای این که جامعه را به طور مطلق تعریف کنیم ، حوزه های علمیه ، طلاب ، خانواده های طلاب و افراد وابسته به آنان اعم از اقوام و خویشان و همسایگان و همکاران و ... می تواند تعریفی از جامعه ای خاص را به همدیگر پیوند بزند .

در این میان و نظر به مشکلات زندگی ، تنها چیزی که می تواند دغدغه ها ، استرس ها و مشکلات را کاهش دهد و بار روانی منفی آن را به حداقل برساند ، استفاده از زبان « طنز » است .

متاسفانه باید گفت که در حوزه های علمیه ، مقوله طنز چندان جدی تلقی نمی شود و زبان طنز و اثرگذاری آن محدود به فرد یا افراد خاصی گردیده است .

بحمدالله مدتی است دوست عزیزم جناب آقای رضا تاران که افتخار آشنایی با ایشان در فضای مجازی نصیب اینجانب گردید ، وبلاگ خود را با زبان طنز به گونه ای مدیریت نموده که مراجعه به آن ، ذهن و روح و روان مخاطب را صیقل می دهد و بسیاری از واقعیت های زندگی طلبگی را در قالبی منظم و طنزآلود به رشته تحریر درمی آورد .

برای او که اخلاقا خود را متعهد به نگارش برخی کمبودها ، واقعیات و بایدها می داند ، آرزوی توفیق روزافزون دارم .

این نوشته را این گونه به فرجام می برم که :

ت مثل تاران ... در این آدرس www.rezataran.blogfa.com